تبليغاتX
شله قلمکار

شله قلمکار

زندگی ـ عشق - موفقیت

مشهور ترین نوع ترس ها

فوبیا هراس یا ترس شدید پدیده ای است که به صورت آگاهانه یا ناخود آگاهانه زندگی بسیاری از انسانهای جهان را مختل می کند. این پدیده بیشتر ناشی از ترس از قرار گرفتن در موقعیتی خطرناک است و معمولا کنترل آن برای فرد مبتلا سخت و گاهی غیر ممکن است.

به گزارش خبرگزاری مهر، در حدود 19.2 میلیون نفر انسان در سن 18 سالگی در آمریکا به گونه های مختلفی از این اختلال روحی مبتلا هستند که در ادامه نشریه لایو ساینس به مشهورترین آنها اشاره کرده است.

ترس از مار (Ophidiophobia): یکی از رایج ترین فوبیاها در میان بسیاری از مردم ترس از مار است که به احتمال زیاد ریشه ای تکاملی دارد. در گذشته های دور تشخیص دادن مارها و عنکبوتها برای بقای انسان نقشی حیاتی داشته است. توانایی تشخیص مارها در یک چشم به همم زدن یکی از رفتارهای تکاملی است که به اجداد انسان در جهان وحشی ما قبل تاریخ امکان بقا داده است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 14:51  توسط   | 


نانوا هم جوش شيرين ميزند... بيچاره فرهاد...

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 14:50  توسط   | 

دوستان سلام


در بیش‌تر اجتماعات انسانی به‌ویژه نزد ما ایرانیان، خنده، کنشی مقبول و پسندیده است و ضرب‌المثل‌هایی چون «بخند تا دنیا به رویت بخندد» را می‌توان ژرفای توجه هم‌میهنان باریک‌اندیش، به این موهبت الهی دانست. خنده در اصل، زبان مشترک همه‌ی انسان‌هاست که نیازی به هیچ نوع تعریف و تفسیری ندارد و تنها از حالت چهره و نوع خنده، همه‌ی حالت‌های درونی، قابل درک می‌باشد.

طبق آخرین توصیه‌های پزشکی، چنان‌چه بتوانیم هر روز چند دقیقه از ته دل بخندیم، بسیاری از بیماری‌ها را از خود رانده‌ایم. اسلام نیز خندیدن را امری مباح می‌انگارد تا جایی که پیامبر گران‌قدر اسلام(ص) که خود ایشان از خوش‌روترین و خنده‌روترین افراد عصر خویش بوده‌اند، می‌فرمایند: «خیر و خوبی را نزد خوش‌رویان بجویید.»

خنده، فشار روحی را می‌زداید و سبب ترشح هورمون‌هایی می‌گردد که با نشاط و شادمانی مرتبط هستند. خندیدن، دستگاه دفاعی بدن را تقویت کرده و بدن را در مقابل سرطان و بیماری‌های قلبی حفظ می‌کند، موجب کاهش هورمون‌های عصبی «کورتیزول» و «اپی‌نفرین» شده و سیستم ایمنی بدن را تقویت می‌کند.
روان‌شناسان عقیده دارند که خنده از ابتدای خلقت انسان، از نقش ارتباطی و اجتماعی برخوردار بوده است. آن هنگام که نوزاد می‌خندد، مادر سراپا مهر می‌ورزد و محبت خالصانه‌اش را به او نثار می‌کند. این در حالی است که چنین خنده‌ای، برای خود نوزاد معنا ندارد. وقتی کودک بزرگ‌تر می‌شود، کم‌کم رضایتش را از طریق خنده نشان‌می‌دهد و این خنده، هم‌چون پاداشی ارزنده برای مادر تلقی شده و سبب می‌گردد به مراقبت خستگی‌ناپذیر خود از کودک ادامه دهد.

بیش‌تر افراد، زندگی را بسیار جدی می‌گیرند اما آنانی که می‌خندند، سالم‌ترند زیرا خندیدن، کمک می‌کند انسان، از فشار روانی برهد. هرچند خنده در ابتدا سبب افزایش ضربان قلب می‌گردد اما به‌زودی به‌میزان چشمگیری، قلب آرام می‌گیرد و درنتیجه، فشارخون کاهش می‌یابد.

«نیل بهاری»، رئیس هیأت‌مدیره و مؤسس یکی از باشگاه‌های خنده در هند، به مدت چهارسال با سرطان ریه مبارزه می‌کرد و تمام پزشکان، کار او را موفقیت‌‌آمیز خواندند. پس از مدتی، دیگر اثری از این بیماری در او دیده نشد و توانست ثابت کند که: «خنده بر هر درد بی‌درمان دواست».

دکتر «فرید فدایی» روان‌پزشک، عقیده دارد: «خنده به هر دلیلی که باشد، چه به‌عنوان واکنش در برابر طنز که نوعی سازوکار دفاعی روانی متعالی است و چه به‌منزله‌ی بازتاب در مقابل شوخی و لطیفه که نوعی مکانیسم دفاعی عادی می‌باشد، باعث کاهش مشکلات روانی و جسمی می‌شود.» امروزه از نمایش فیلم‌های طنزآمیز مانند آثار «چارلی چاپلین» و نشست‌هایی که در آن‌ها، ادبیات طنزآمیز مورد بحث قرارمی‌گیرد، برای کمک به بیمارانی که مشکلات بسیاری از نظر روحی یا جسمی دارند، استفاده می‌شود. البته باید توجه داشت که هرگونه خندیدنی، تأثیر درمانی ندارد. به‌طور مثال اگر کسی را از طریق قلقلک‌دادن بخندانیم، تأثیری در کاهش تنش‌های او نخواهد داشت. پژوهشگران بر این باورند که بهترین گزینه برای استفاده از طنز و خنده‌ی ناشی از آن، آثار ارزنده‌ی هنرمندان بزرگ است؛ آثار طنزی هم‌چون آثار «دهخدا»، حکایات «گلستان سعدی» و...

برخی از سخنان مشاهیر جهان در باب اثرات سازنده‌ی خنده و تبسم:

- تبسم، خرجی ندارد ولی سود بسیاری دارد، لحظه‌ای بیش پایدار نیست ولی یادش در سراسر عمر پابرجاست. «دیل کارنگی»
- تبسم، دشمن را دوست می‌کند. «جرج نیکولا»
- سلامت‌بخش‌ترین کار، خنده است. «کریستف هافلند»
- کسی که امروز خوب بخندد، فردا هم خوب خواهد خندید.«نیچه»
سال‌ها قبل، «نورمن کازنیز» به یک سرطان دردآور و کشنده گرفتار شد. پزشکان درپی معاینه‌ها و آزمایش‌های فراوان، اعلام داشتند که او حداکثر تا 6ماه دیگر زنده است. درواقع امکان بهبودی‌اش، رقمی در حدود 2دهم درصد بود. او در آن لحظه، به گذشته و نگرانی‌ها، افسردگی‌ها و خشم‌های متعدد در طول زندگی‌اش و اثرشان در بروز بیماری کنونی‌اش می‌اندیشید و از خود می‌پرسید چنان‌چه بیماری قادر باشد به‌دنبال اندیشه و رفتار منفی پدیدآید و پیشرفت کند، پس آیا امکان دارد تندرستی هم از طریق مثبت‌اندیشی و مثبت‌ عمل‌کردن برگردد؟ کنجکاوی به‌منظور پیداکردن این پرسش، او را به آغاز تجربه‌ای جدید جهت اثبات ادعایش وادار کرد.
ازجمله‌ی مثبت‌ترین اموری که «نورمن» کاملاً با آن آشنایی داشت، خنده بود. او همه‌ی فیلم‌های خنده‌داری را که می‌توانست، تهیه و تماشا کرد. چندین داستان خنده‌دار را خواند و برای بیش‌تر خندیدن، از تمام دوستانش خواست تا هر زمانی که حرفی خنده‌دار می‌گویند یا می‌شنوند و یا دست به عملی خنده‌دار می‌زنند، فوری با او تماس گرفته و او را بخندانند و به ‌این‌ترتیب، لبانش هیچ‌گاه عاری از لبخند نبود. او قبلاً، چنان درد شدیدی به جانش می‌نشست که خواب شیرین را از دیدگانش می‌ربود ولی‌ پی‌می‌برد که هربار 10دقیقه از ته دل می‌خندد، تا چند ساعت، اثری از درد نمی‌ماند به‌گونه‌ای که می‌توانست به‌راحتی و با آرامش بخوابد.
بدین‌گونه بود که «نورمن کازنیز» به‌کلی بهبود یافت و تا 20سال بعد، زندگی پرثمر همراه با نشاط و تندرستی‌اش را تداوم بخشید. او تجربه‌ها و سرگذشت خود را در کتاب «کالبدشناسی یک بیمار» بیان داشته و بهبودی‌اش را مرهون عشق به خانواده و دوستان، مثبت‌اندیشی و خندیدن زیاد می‌دانست.
خنده برای تعادل، آرامش، تندرستی و زنده‌بودن ضرورت دارد. زمانی که ما حال و روز خوشی نداریم، خنده به یاری‌مان می‌آید تا حال بهتری داشته باشیم و درصورتی که حال خوبی داریم، خنده کمک می‌کند وضع موجود را حفظ کنیم.
پس خندیدن را یک توصیه‌ی پزشکی ممتاز برای حفظ تندرستی‌ درنظر بگیرید و تا ‌جایی که می‌توانید، بخندید و اگر خندیدن را دوست ندارید، آن را هم‌چون دارو به‌کار بندید. از هر چیزی که شما را می‌خنداند، استفاده کنید: فیلم، کتاب، نشریه، موسیقی، لطیفه و دوستان خوش‌مشرب. با هر موضوع خنده‌داری روبه‌رو شدید، بخندید؛ زیاد، زیادتر، بلند و بلندتر. ممکن است در ابتدا اطرافیان‌تان فکر کنند شما کمی عجیب و غریب هستید ولی مطمئن باشید دیر یا زود، آنان هم به شما خواهند گروید. برخی بیماری‌ها شاید مسری باشند ولی هیچ‌چیز، مسری‌تر از خنده، این دوای هر درد بی‌درمان نیست.

برخی تأثیرات خنده در زندگی
- در بهبود روابط انسان‌ها مؤثر است، عمر را طولانی می‌کند و سن افراد را کمتر نشان می‌دهد.
- موجب خروج گاز دی‌اکسید‌کربن از بدن شده و ایجاد جذابیت می‌کند.
- قدرت یادگیری را افزایش می‌دهد.
- نوعی تخلیه‌ی روانی است و تنش‌ها و احساسات سرکوب‌شده را رها می‌سازد.
- خندیدن، دویدن بدون تحرک است. خندیدن موجب می‌شود تا به دندان‌های‌مان بیش‌تر توجه کنیم و در نظافت آن‌ها بیش‌تر بکوشیم. - با خندیدن، تعداد دوستان‌مان بیش‌تر می‌گردد.
- خندیدن، چین و چروک صورت را از بین برده و بهترین کرم برای پوست صورت می‌باشد.
- نشانه‌ی اعتماد‌به‌نفس، سلامت روان و احساس امنیت است.
- خستگی را برطرف می‌سازد و چهره را زیباتر می‌کند. چهره‌ی خندان، پیوسته در ذهن می‌ماند.
- خنده در برابر خشم، مانند آب روی آتش است.

چه کنیم تا خوش‌رو و خنده‌رو شویم؟
خوش‌خلقی و خنده‌رویی در زندگی روزمره را می‌توان با تمرین روش‌های زیر به‌دست آورد:
- احساس‌های منفی را به مثبت تبدیل کنیم.
- قدر چیزی را که داریم، بدانیم.
- با روحیه‌ی دیگران کنار بیاییم.
- خود را با ساختار سازمانی یا نظام محیط کار، هماهنگ سازیم.
- در سازگاری روحیه‌ی خود با محیط کار، ابتکار عمل به‌خرج دهیم.
- از مباحثه، به‌شدت دوری کنیم.
- توجه طرف مقابل را جلب نماییم.
- در شرایط نامعقول، به دیگران کمک کنیم.
- حالت تدافعی‌مان را کاهش دهیم.
- شادکامی را هدیه‌ی الهی بدانیم.
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 14:48  توسط   | 

شروع مجدد

با سلام

بلاخره بعد از ۴ سال دوباره سعی میکنم وبلاگ رو به روز کنم

سعی میکنم مطالبی جالبی براتون بزارم

به امید همراهی شما

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 14:46  توسط   | 

شکست را چگونه تعريف مي کنند؟

گفتند: شکست يعني تو يک انسان در هم شکسته اي! گفت نه ! شکست يعني من هنوز موفق نشده ام.
گفتند: شکست يعني تو هيچ کاري نکرده اي. گفت نه! شکست يعني من هنوز چيزي ياد نگرفته ام.
گفتند : شکست يعني تو يک آدم احمق بودي. گفت نه! شکست يعني من به اندازه کافي جرات و جسارت نداشته ام.
گفتند : شکست يعني تو ديگر به آن نمي رسي. گفت نه! شکست يعني مي بايد از راهي ديگر به سوي هدفم حرکت کنم.
گفتند : شکست يعني تو حقير و نادان هستي گفت نه! شکست يعني من هنوز کامل نيستم.
گفتند: شکست يعني تو زندگيت را تلف کردي. گفت نه! شکست يعني من بهانه اي براي شروع کردن دارم.
گفتند: شکست يعني تو ديگر بايد تسليم شوي! گفت نه! شکست يعني من بايد بيشتر تلاش کنم.
 
نظر شما چیه ؟
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1384ساعت 11:27  توسط   | 

چکیده ای از نامه ی زیبای چارلی چاپلین به دخترش جرالدین

 چکیده ای از نامه ی زیبای چارلی چاپلین به دخترش جرالدین

واقعا زیباست اگر چه بارها خوانده باشید

 اعتراف کن دخترم . همیشه کسی هست که بهتر از تو می رقصد.

همیشه کسی هست که بهتر از تو می زند . و این را بدان که در خانواده چارلی ، هرگز

کسی آنقدر گستاخ نبوده است که به یک کالسکه ران یا یک گدای رود سن ، ناسزایی

بدهد . 

من خواهم مرد و تو خواهی زیست . امید من آن است که هرگز در فقر زندگی نکنی ، همراه

این نامه یک چک سفید برایت می فرستم . هر مبلغی که می خواهی بنویس و بگیر . اما

همیشه وقتی دو فرانک خرج می کنی ، با خود بگو : " دومین سکه مال من نیست . این مال

یک فرد گمنام باشد که امشب ک فرانک نیاز دارد . " 

   جستجو لازم نیست . ان نیازمندان گمنام را، اگر بخواهی ، همه جا خواهی یافت .

اگر از پول و سکه با تو حرف می زنم ، برای آن است که از نیروی فریب و افسون این بچه

های شیطان  خوب آگاهم ، من زمانی زیاد در سیرک زیسته ام ، و همیشه و هر لحظه ، به

خاطر بند بازانی که از روی ریسمانی بس نازک راه می روند ، نگران بوده ام ، اما این

حقیقت را با تو می گویم دخترم : 

مردمان بر روی زمین استوار ، بیشتر از بند بازان بر روی ریسمان نا استوار ، سقوط می

کنند . شاید که شبی درخشش گرانبها ترین الماس این جهان تو را فریب می دهد .

 آن شب این الماس ، ریسمان نا استوار تو خواهد بود ، و سقوط تو حتمی است .

شاید روزی ، چهره ی زیبای شاهزاده ای تو را گول زند، آن روز تو بندبازی ناشی خواهد

بود و بندبازان ناشی ، همیشه سقوط می کنند . 

دل به زر و زیور نبند ، زیرا بزرگترین الماس این جهان آفتاب است و خوشبختانه ، این

الماس بر گردن همه می درخشد ... 

 اما اگر روزی دل به افتاب چهره ی مردی بستی با او یکدل باش ، به مادرت گفته ام در این

باره نامه ای برایت بنویسد . او عشق را بهتر از من می شناسد . و او برای تعریف یکدلی

شایسته تر از من است . کار تو بس دشوار است این را می دانم .

به روی صحنه جز تکه ای حریر نازک ، بدن تو را نمی پوشاند . به خاطر هنر می توان

لخت و عریان به روی صحنه رفت و پوشیده تر و باکره تر بازگشت . اما هیچ چیز و

هیچکس دیگر در این جهان نیست که شایسته ی آن باشد که دختری ناخن پایش را به خاطر

او عریان کند.

برهنگی بیماری عصر ماست ، و من پیر مردم و شاید که حرف های خنده دار می زنم .

اما به گمان من ، تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست می داری .

  بد نیست اگر این اندیشه تو در این باره مال ده سال پیش باشد . مال دوران پوشیدگی ،

نترس ، این ده سال تو را پیر تر نخواهد کرد.....

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 9:29  توسط   | 

آرامش

را ه هاي بدست آوردن آرامش

 

جلوي گريه خود را نگيريد و گهگاهي گريه كنيد.

 

دست كم روزي 15 دقيقه را در سكوت بگذرانيد و به نيازهاي واقعي خود و نيز چيزهايي كه داريد فكركنيد. سكوت عصاره‌ي آرامش است، با زور نمي‌توان آن را ايجاد كرد، بايد زماني كه فرا رسيد آن را بپذيريد. دست كم روزي يك ساعت، تنها به اتاقي برويد و در را به روي خود ببنديد.

 

افراد آرام به خود مي‌گويند كه براي تغيير گذشته كاري نمي‌توان كرد، آنگاه از فكر ادامه  زندگي لذت مي‌برند.

 

 وقتي احساس مي‌كنيد كه سرتان پر از فكرهاي جور و واجور است و جاي خالي در آن نيست، با قدم زدن، آن‌ها را پاك كنيد.

 

 اگر نتوانيد كسي را ببخشيد، افكار خشمگين‌تان شما را براي هميشه با اين افراد مرتبط خواهد كرد. شاد كردن ديگران، باعث آرامش مي‌شود.

 

 آرامش را از كودكان بياموزيد، ببينيد كه چگونه در همان لحظه‌اي كه هستند، زندگي مي‌كنند و لذت مي‌برند.

 

 از همان كه هستيد راضي باشيد، در اين صورت احساس آرامش بيشتري مي‌كنيد.

 

 هر چه اكسيژن بيش‌تري به شما برسد، آرام‌تر خواهيد شد، خوب است در محل كار و زندگي خود گياهي نگه داريد.

 

مهم نيست كه با شما مودبانه برخورد كنند يا نه، برخورد مودبانه‌ي شما، باعث ايجاد آرامي و احساس خوبي در شما خواهد شد.

 

 سرعت حركت شما با احساستان رابطه‌اي مستقيم دارد، آرام راه برويد و حركات بدن خود را آرام‌تر كنيد، طولي نمي‌كشد كه آرام خواهيد شد.

 

گاهي مي‌توانيد براي رسيدن به آرامش، دراز بكشيد، عضلات خود را شل كنيد و به هيچ چيز فكر نكنيد.

 

 با حركات آرام و صحبت كردن شمرده، احساس آرامش را به جمع منتقل كنيد. آيا تا به حال فرد آرامي را ديديد كه با صداي بلند صحبت كند؟

 

 با شوخ طبعي به آرامش خود كمك كنيد.

 

 راحتي، يكي از عناصر مهم آرامش است، مثل دماي مناسب، صندلي راحت و لباس و كفش راحت.

 

هر چند وقت يك بار ساعتتان را باز كنيد و خود را از فشار زمان نجات دهيد.

 

در آوردن كفش‌ها به كاهش فشار عصبي كمك مي‌كند.

 

فشردن يك توپ كوچك، تنش‌هاي عصبي‌اي را كه در انگشتان و دست‌هاي شما متمركز شده‌اند، خالي مي‌كند.

 

لباس‌هاي گشاد و راحت، باعث ايجاد راحتي و احساس آرامش مي‌شود.

 

 لحظه‌هاي زيباي زندگيتان را بنويسيد و از آن‌ها عكس و فيلم بگيريد، سپس بيش‌تر وقت‌ها آن‌ها

را به ياد آوريد و درباره‌شان فكر كنيد و لذت ببريد.

 

 هواي دريا، آب شور و صداي امواج، همگي باعث آرامش مي‌شوند، مسافرت به سواحل دريا را فراموش نكنيد. (پيشنهاد ما به شما سواحل استان گلستان است) تماشاي ماهي‌ها مثل خيره شدن به دريا، در شما ايجاد آرامش مي‌كند، زيرا ماهي‌ها آرام شنا مي‌كنند و آرام تنفس مي‌كنند.

 

 آهسته غذا خوردن و جويدن، باعث تجديد قواي فكري و احساس آرامش خواهد شد.  براي تأثير بيش‌تر و رسيدن به آرامش، در خود متمركز شويد و آرام نفس بكشيد.

 

 تمرين كنيد كه آرام‌تر از حد معمول صحبت كنيد، اين كار خود به خود ضربان قلب و تنفستان را كم مي‌كند و به شما اجازه مي‌دهد، ذهن و فكرتان را از بسياري مسايل پاك كنيد.

 

 اگر به عقايد مذهبي و معنوي پايبند باشيد، به يكي از با افتخارترين روش‌هاي رسيدن به آرامش خاطر رسيده‌ايد، آنگاه مي‌توانيد بگوييد، الا بذكر الله تطمئن القلوب. اگر از خدا دور افتاده‌ايد، اكنون آشتي است. داشتن يك تكيه‌گاه معنوي در حد تعادل موجب آرامش مي‌شود.

 

 احساسات و مشكلات خود را به ديگران بگوييد و آرامش بيش‌تري احساس كنيد.

 

 يكي از مهم‌ترين مهارت‌ها در آرام بودن، فكر نكردن به مسايل كوچك است، دومين مهارت، كوچك شمردن تمام مسايل است.

 

 شاد كردن ديگران، موجب آرامش مي‌شود. نمي‌دانيد چه لذتي دارد پول رستوران امشب را با توافق سايرين به يك كارتن خواب هديه دهيد. قدرداني كنيد. ديگران را براي لطف كردن به خود تحت فشار قرار دهيد، لطف كه وظيفه نيست

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم دی 1384ساعت 9:39  توسط   |